تبلیغات
كشكول اینترنتی 2 - حالات علی(ع) در نماز
كشكول اینترنتی 2

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

حالات علی(ع) در نماز

نخستین نمازگزار

«اللّهُمَّ إنّى اَوَّلُ مَنْ اَنابَ و سَمِعَ و اَجابَ لَمْ یَسْبِقنى إلاّ رسولُ اللّه بالصّلوة.»

«پروردگارا! من نخستین کسى هستم که به حق رسیده و آن را شنیده و پذیرفته است، هیچ کس بر من به نماز پیشى نگرفت مگر رسول خدا ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ .»

بعد از این که رسول خدا ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ در سنّ چهل سالگى به پیامبرى مبعوث شد، اوّلین کسى که به آن حضرت ایمان آورد، حضرت على ـ علیه السّلام ـ بود و این حقیقتى است که تمام دانشمندان اهل سنّت و شیعه به آن اعتراف دارند. سنّ او به هنگام ایمان آوردن به رسول اللّه ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ هفت سال بود. حضرت على ـ علیه السّلام ـ خود نیز فرمود:

«وَ لَقَد صَلّیتُ مع رسول اللّه ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ قبلَ النّاس بِسَبعِ سنین و أنا اوّلُ من صَلّى مَعَهُ.»

این حدیث به گونه دیگرى نیز نقل شده است:

«عَبَدْتُ اللّه مَعَ رسول اللّه ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ قَبْلَ اَنْ یَعْبُدَهُ اَحدٌ مِنْ هذه الأمَّة.»

«خدا را همراه با پیامبر عبادت کردم، در حالى که هفت ساله بودم، پیش از آن که کسى از این امّت خدا را بپرستد.»

محب الدّین طبرى از قول عمر مى نویسد که گفت: من با ابو عبیده و ابوبکر و گروهى دیگر بودم که رسول خدا ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ به شانه علىّ بن ابى طالب ـ علیه السّلام ـ زد و فرمود:

«یا على! تو از مؤمنان، اوّلین کسى هستى که ایمان آوردى؛ و تو از مسلمانان، اوّلین کسى هستى که اسلام اختیار کردى و مقام و نسبت تو به من چون مقام و منزلت هارون است به موسى.»

درادامه مطلب میخوانید:

خشوع علی(ع)در نماز،

حضور قلب علی(ع)درنماز،

بیرون آوردن تیر از پای علی(ع)

تغییر سیمای علی(ع)درنماز

علی(ع)ونماز شب

 

در سیره ابن هشام نیز آمده است:

«اوّلین مردى که به رسول اللّه ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ ایمان آورد و با او نماز گزارد و آنچه را پیامبر از جانب خداى تعالى آورده بود، تصدیق کرد، علىّ بن ابى طالب بن عبدالمطلب بن هاشم است. او در این هنگام پسرى ده ساله بود.»

حضرت على ـ علیه السّلام ـ خود ضمن اشعارى که به معاویه در پاسخ مفاخره او فرستاد، به سبقت خودش در اسلام اشاره کرده است:

سَبَقْتُکُم اِلى الاسلام طفلاً صغیرا ما بَلَغتُ اَوانَ حُلْمى

«بر همه شما در اسلام آوردن سبقت گرفتم، در حالى که نوجوان بودم.»

از آن جایى که نماز، اوّلین حکم الهى بعد از بعثت بود، نخستین نمازگزار بعد از رسول خدا ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ على ـ علیه السّلام ـ بود، چنان که خود پیامبر نیز این مطلب را تصدیق مى فرماید: «اوّلُ مَنْ صَلّى معى علىُّ.»

در ابتداى بعثت هر گاه وقت نماز مى رسید، رسول اللّه ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ به درّه ها یا کوه هاى مکّه مى رفت و على ـ علیه السّلام ـ بدون اطّلاع پدر و عمو و سایر خویشانش به همراهى آن حضرت بیرون مى رفت و نماز مى خواندند تا آن که روزى ابوطالب هر دو را در نماز دید، به آن حضرت گفت: پسر برادرم! این دینى که به آن دلبسته اى چیست؟

گفت: اى عمو! این دین خدا، و دین فرشتگان او، و دین پیامبران او و دین پدر ما ابراهیم است.

امام على ـ علیه السّلام نیز در خطبه اى خود را اوّلین کسى معرّفى مى کند که دین حق را پذیرفته و بعد از رسول اللّه ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ اوّلین کسى است که به نماز سبقت جسته است.

 

بدین ترتیب آن حضرت با بیان شیواى خویش این نکته را متذکّر مى شود که بعد از پذیرش بندگى باید رابطه با معبود برقرار و آن را حفظ کرد و چه چیز کاملتر و بهتر از نماز یاد خدا را در انسان زنده نگه داشته و بندگى او را به اثبات مى رساند.

                           جلوه ها و حالات على ـ علیه السّلام ـ در نماز

الف) خشوع على ـ علیه السّلام ـ در نماز

همانا امیر مؤمنان ـ علیه السّلام ـ هنگامى که داخل نماز مى شد، همچون بنایى ثابت و استوار و بدون تحرّک بود و یا همانند ستونى ایستاده بود که هیچ گونه تحرّکى نداشت و چه بسا رکوع و سجودش، طولانى مى شد و بدن مبارکش از بس بى حرکت بود، گاهى مرغى بر پشت مبارک آن حضرت مى نشست، و هیچ کس به جز علىّ بن ابى طالب ـ علیه السّلام ـ و علىّ بن الحسین ـ علیه السّلام ـطاقت نداشتند که مانند رسول خدا ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ نماز بخواند.

امام صادق علیه السّلام فرمود:

«کانَ على إذا قامَ إلَى الصّلاة، فقال: «وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلّذى فَطَرَ السّموات و الأرض»تُغیِّرَ لونُهُ حتّى یُعرف ذلک فى وجهه.»

«هر گاه على ـ علیه السّلام ـ به نماز بر مى خاست، مى گفت: «روى به سوى کسى کردم که آسمانها و زمین را آفرید» و رنگش تغییر مى کرد به طورى که در چهره اش پیدا بود.»

در تفسیر قشیرى آمده است: «على ـ علیه السّلام ـ چون وقت نماز مى شد، رنگش تغییر مى کرد و به خود مى لرزید.»

ب) حضور قلب على ـ علیه السّلام ـ در نماز

حالت حضور قلب در نماز امرى قلبى و باطنى است و معمولاً درک آن براى شخص دیگر بسیار مشکل و حتّى غیرممکن است، فقط خداى عزَّوَجلّ از باطن و ضمیر نمازگزار آگاه است که او چه مایه اى از خشوع و توجّه در نماز را دارد. از این رو، پى بردن به این حقیقت قلبى درباره امام على ـ علیه السّلام ـ بسیار کار مشکلى است، زیرا على ـ علیه السّلام ـ اهل ریا و سمعه نبود، تا بخواهد حالت قلبى خود را به دیگران بفهماند. از این رو، مواردى که از حضرت رسیده، بسیار اندک است که در اینجا نقل مى کنیم:                   

                             1 - بیرون آوردن تیر از پاى على ـ علیه السّلام ـ

در جنگ صفّین تیر از پاى حضرت بیرون کشیدند در حالى که مشغول خواندن نماز بود و حضرت درد را احساس نکرد، و قبل از نماز نیز امکان این عمل جرّاحى نبود و سوگند یاد کرد که اصلاً متوجّه آن نشده است.                   

                            2 - تغییر سیماى على ـ علیه السّلام ـ در نماز

ابن شهر آشوب از تفسیر قشیرى روایت کرده، هنگامى که وقت نماز مى رسید رنگ امام ـ علیه السّلام ـ تغییر مى کرد و حالت تزلزل و اضطراب به او دست مى داد، کسى پرسید: براى چه این حالت به شما دست داد؟ فرمود:

«جاءَ وقتُ امانَةٍ عَرَضَها اللّه تعالى على السّموات و الأرض و الجبال فأبینَ أَنْ یَحْمِلْنَها و حملها الأنسان فى ضعفى فلا أدرى أحسَن اذا ما حَمَلتُ أم لا؟»

«هنگام اداى امانتى رسیده است که خداى تعالى آن را بر آسمانها و زمین و کوه ها عرضه کرد و انسان به عهده گرفت و من با این ضعف و ناتوانى ام، نمى دانم آیا از عهده برداشتن این بار به خوبى بر مى آیم یا نه؟»

ج) پاداش الهى بر حضور قلب در نماز

از ابن عبّاس روایت شده: دو شتر ماده بزرگ و چاق براى رسول خدا ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ هدیه آوردند، حضرت به اصحاب فرمود:

«هل فیکم أحدٌ یُصلى رکعتین بقیامهما و رکوعهما و سُجودهما و وضوئهما و خُشوعهما لا یهتمَّ فیهما مِنْ أمر الدّنیا بشى ءٍ و لا یُحْدّثُ قَلْبَهُ بفکر الدّنیا؟ أُهدى إلیه إحدى هاتین النّاقتین.»

«آیا در میان شما کسى هست که دو رکعت نماز با قیام و رکوع و سجود و وضو و خشوع بخواند و در این دو رکعت نماز به امور دنیا فکر نکند و با قلب و دلش نجواى دنیا نکند؟ اگر چنین نمازى را کسى به جا بیاورد یکى از این دو شتر را به او هدیه خواهم کرد.»

حضرت سه بار سخن خود را تکرار کرد و هیچ یکى از اصحاب جواب نداد. پس على ـ علیه السّلام ـ برخاست و عرضه داشت:

«أنا یا رسول اللّه، أَصَلّى رکعتین، أُکَبِّرُ تکبیرة الإحرام وَ إلى أَنْ اُسَلِّمَ منهما لا أُحَدِّثُ نفسى بشى ءٍ مِن أَمر الدّنیا.»

«یا رسول اللّه! من دو رکعت نماز مى گزارم، از تکبیرة الإحرام تا سلام آن را به جا مى آورم، در حالى که به دلم چیزى از امور دنیا را خطور ندهم.»

رسول خدا فرمود:

«یا على! صَلِّ، صلّى اللّه علیک.»

«اى على! نماز را به جا آر که صلوات خدا بر تو باد.»

امیر مؤمنان، على ـ علیه السّلام ـ تکبیر گفت و نماز را آغاز کرد، همین که سلام داد، جبرئیل بر پیامبر نازل شد و گفت:

«یا محمّد! إنّ اللّه یُقْرئُکَ السّلام و یقولُ لک أعطِه احدى النّاقتین.»

«اى محمّد! خداوند سلامت مى رساند و مى فرماید: یکى از دو ناقه را به على عطا کن.»

پیغمبر خدا که به قدرت حق و علم غیب از ضمیر على آگاه شده بود، به جبرئیل فرمود:

«إنّى شارطتُهُ أن یُصلّى رکعتین لا یُحَدِّثُ فیهما بشى ءٍ مِنَ الدّنیا، أعطیه إحدى النّاقتین وَ أنّه جَلَسَ فى التّشهد فتفکّر فى نفسهِ أَیّهما یأخُذ:

«من با على شرط کرده بودم که در طول دو رکعت نماز به امور دنیا فکر نکند تا یکى از دو ناقه را به او ببخشم. در حالى که على در تشهّد نمازش فکر مى کرد که کدامیک از دو ناقه را بگیرد!»

جبرئیل عرضه داشت: «یا محمّد! إنَّ اللّه یَقرئُکَ السّلام و یقول لک: تفکَّرَ اَیّهُما یأخُذُها أسمنهما و أعظمهما فیسخرها و یَتَصَدَّقُ بِها لِوَجهِ اللّه، فکانَ تفکّرُهُ للّه عَزّوجل لا لنفسه و لا للدّنیا... .»

اى محمّد! خدایت تو را سلام مى رساند و مى گوید: درست است ولکن على مى اندیشید که کدامیک از دو ناقه را که فربه تر و بزرگتر است بگیرد تا در راه خدا قربانى کند و به مردم صدقه دهد، پس تفکّر او هم براى خدا بوده، نه براى خود و نه براى دنیا

د) امام على ـ علیه السّلام ـ و نماز شب

حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ نمازهاى روزانه را در وقت خود مى خواند و براى مستحبّات اهمّیّت فراوان قائل بود و نماز شب حضرت على ـ علیه السّلام ـ هرگز ترک نمى شد؛ زیرا که از رسول خدا ـ صلّى اللّه علیه وآله ـشنید: «صَلوة اللَّیلِ نُورٌ»؛ «نماز شب، نور است.»

ابن الکوّاء نقل مى کند: در جنگ صفین حتّى در لیلة الهریر که کوفیان و شامیان از آغاز شب تا صبح مى جنگیدند، در آن شب نیز نمازِ شبِ امام على ـ علیه السّلام ـ ترک نشد.

نوف بکّالى، نسبت به حالات شبانه و نماز شب آن حضرت نقل مى کند:

در یکى از شبها، حضرت على ـ علیه السّلام ـ را دیدم که براى عبادت از بستر برخاست و نگاهى به ستارگان افکند و به من فرمود: خوابى یا بیدار؟ گفتم: بیدارم، امام فرمود:

«یا نَوْفُ! طوبى لِلّزاهدینَ فى الدُّنیا، الرّاغبینَ فى الآخِرَة، اولئَکَ قَوْمٌ اتّخذوا الأرضَ بساطا، وَ تُرابَهَا فِراشا و ماءَها طیبا و القُرآنَ شعارا و الدّعاءَ دَثاراً، ثُمَّ قَرَضوا الدّنیا قَرْضا عَلى مِنْهاجِ المسیحِ. یا نَوْفُ! إنَّ داوُودَ ـ علیه السّلام ـ قامَ فى مِثْلِ هذِهِ السّاعَةِ مِنَ اللَّیل، فَقالَ: اِنَّهَا لَساعَةٌ لا یَدعُو فیها عَبدٌ إلاّ اسْتُجیبَ لَهُ، إلاّ اَنْ یَکونَ عَشّارا أوْ عریفا أو شُرطیّا، أوْ صاحِبَ عَرطَبَةٍ أو صاحِبَ کَوْبَةٍ.»

«اى نوف! خوشا به حال زاهدان در دنیا، آنان که از دنیا چشم پوشیدند و دل به آخرت بستند، آنان مردمى هستند که زمین را تخت، خاک را بستر، آب را عطر و قرآن را همچون لباس زیرین و دعا را لباس رویین خود قرار دادند، سپس دنیا را همانند عیسى مسیح وانهادند. اى نوف! همانا داوود پیامبر ـ که درود خدا بر او باد ـ در چنین ساعتى از شب بر مى خاست و مى گفت: این ساعتى است که دعاى هر بنده اى به اجابت مى رسد، جز باجگیران، جاسوسان، شبگردان و نیروهاى انتظامى حکومت ستمگر، یا نوازنده طنبور و طبل.»

حضرت امیرالمؤمنین على ـ علیه السّلام ـ در وصف شبِ پرهیزکاران و نماز شبِ آنان فرمود:

«أمّا اللّیلَ فَصافّونَ أقدامَهُمْ، تالینَ لأجزاء القرآن یُرَتّلونها ترتیلاً. یُحَزّنونَ بِهِ أنفُسِهِم و یستشیرونَ بِهِ دَوَاءَ دائهم. فَإذا مَرّوا بِآیَةٍ فیها تشویقٌ رَکنوا إلیها طمعا، و تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُمْ إلَیْهَا شَوْقا وَ ظَنُّوا انَّهَا نُصْبَ اَعیُنِهِم. وَ إذا مَرّوا بِآیَةٍ فیها تَخْویفٌ أصْغَوْا اِلَیهَا مَسامِعَ قُلُوبِهمْ وَ ظَنّوا أنَّ زَفیرَ جهنّم و شهیقَها فى أصولِ آذانِهِمْ، فَهُم حانُونَ عَلى أوْساطِهِمْ، مُفْتَرِشونَ لِجَباهِهِم وَ أَکُفِّهِمْ و رُکَبِهِمْ وَ أطرافِ أقدامِهِمْ، یَطْلُبُونَ إلى اللّه تعالى فى فکاکِ رقابِهِم.»

«پرهیزکاران در شب برپا ایستاده، مشغول نمازند، قرآن را جزء جزء و با تفکّر و اندیشه مى خوانند، با قرآن جان خود را محزون و داروى درد خود را مى یابند، وقتى به آیه اى برسند که تشویقى در آن است، با شوق و طمع بهشت به آن روى آورند و با جان پر شوق در آن خیره شوند، و گمان مى برند که نعمت هاى بهشت در برابر دیدگانشان قرار دارد. هر گاه به آیه اى مى رسند که ترس از خدا در آن باشد، گوش دل به آن مى سپارند و گویا صداى بر هم خوردن شعله هاى آتش، در گوششان طنین افکن است، پس قامت به شکل رکوع خم کرده، پیشانى و دست و پا بر خاک مالیده و از خدا آزادى خود را از آتش جهنم مى طلبند....»

نماز، صحبت کردن با خداست و کسى که عاشق خداست و دوست دارد با خدا صحبت کند، نماز مى خواند و وقت و لحظه هاى عمرش را بى حساب نمى گذراند. سعى در خلوت کردن با معبود خویش به ویژه در سحرگاهان و دل شب دارد و مى کوشد که هر چه بیشتر به خدا تقرّب جوید و دروازه هاى فیوضات معنوى و انوار مصفّاى  ملكوتی را به روی خود بگشاید.

Foot Problems
دوشنبه 16 مرداد 1396 05:06 ق.ظ
Way cool! Some very valid points! I appreciate you writing this
post and the rest of the website is also very good.
anonymous std testing
یکشنبه 4 تیر 1396 06:55 ب.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی که صدایی دلنشین ابتدا آیا نه کار بسیار خوب با من پس از
برخی از زمان. جایی درون پاراگراف شما در واقع موفق به من مؤمن اما تنها برای while.
من هنوز مشکل خود را با جهش در منطق و شما خواهد را سادگی به
پر همه کسانی معافیت. که شما در
واقع که می توانید انجام من را قطعا بود در گم.
Cara
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:27 ب.ظ
Today, while I was at work, my sister stole my iphone and tested to see
if it can survive a 30 foot drop, just so she can be
a youtube sensation. My iPad is now destroyed and she has 83 views.
I know this is completely off topic but I had to
share it with someone!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : 110

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان